| سبک جديدي از زندگي | |||
هوالمحبوب فصل چهارم ( قسمت دوم)
سالروز ولادت امام موسي کاظم(ع) را به محضر آقا صحب الزمان (عج)
و تمام شيعيان و محبان آن امام و شما دوستان گرامي تبريک و تهنيت
عرض مي نمايم.
امام کاظم (ع):
آن کس که زبانش راستگوست، عملش پاک و نيکو است.
خلاء دروني چيست؟
1- علل
بشر پس از تکامل و جدايي از حيوانات پائين ترغرائزي که رفتار حيواني او را
جهت مي بخشيد، کنترل مي کرد، هدايت مي نمود و در ضمن حافظ او نيز بود
از دست داد به همين خاطر امنيت و آسايش بر او مسدود شد، مجبور شد خود
فعالانه به انتخاب آنچه انجام مي دهد بپردازد و ديگر از درون چيزي نمي گويد
چه بايد بکند.
· آداب و سنن و ارزش هاي قالبي رفتار او را هدايت نمي کند هر چه تاثير
قراردادهاي اجتماعي کاهش مي يابد انسان مسئول تر و تنها تر مي شود کارهايي
را انجام مي دهد که:
- ديگران هم انجام مي دهند و همرنگ جماعت مي شوند.
- ديگران از او مي خواهند انجام دهد و مطالبه مي کنند.
اينچنين است که زندگي کاملا تهي، پوچ و بي معنا مي شود و انسان نمي داند که
به کدامين سو مي رود،فقط مي رود.
2- نشانه ها
- لذت طلبي فسار گسيخته
- قدرت طلبي که شکل ابتدايي و پست آن پول پرستي است.
- بحران هاي کهولت و دوران بازنشستگي.
- بزهکاري جوانان و نوجوانان
- اعتياد و الکليسم
- خودکشي
لذا در معني " معني زندگي " که کاملا يک امر شخصي است ولي مسئوليت پذيري
امري است ضروري و هيچ قاعده کلي و شعاري بهتر از اين نمي تواند احساس
مسئوليت و حس وظيفه شناسي را در انسان بيدار کند که مدام به خود بگويد گذشته
را هنوز مي توان تغيير داد و اصلاح کرد، زمان حال هم در حال پيوستن به گذشته
است پس گذشته ها گذشته، آينده هم که هنوز نيامده بهتر آن است که بين دو غير
موجود تلاش کني که پشت سرت را اصلاح کرده براي پيش رويت مهيا شوي.
حال در پيش روي خود چه هدفي را ترسيم کنم که انگيزه ساختن و پرداختن
سبک جديدي از زندگي باشد آنچه که در لوتوگراپي گفته مي شود اين است که:
هدف حقيقي انسان و جهان که نمودي از خود اوست تحقق نفس و " خودشکافي "
صرفا نيست چرا که انسان موجودي " از خود فرا رونده " است و خود شکافي
فقط اثر جانبي از خود فرا روندگي اوست و در اين بين نقش لوگوترا پيست
وسعت بخشيدن به ميدان ديد بيمار است تا آنجايي که معاني و ارزش ها در
ميدان ديد و حيطه خودآگاه بيمار قرار گيرد بيشتر مردم نمي توانند بي پاسخ
زندگي کنند،بيهودگي هم بسيار وحشتزا و يکسر ويرانگر است پس بايد براي
خود پاسخ بيافرينيم اما بعضي ديگر زندگي بي پاسخ را برمي گزينند و اصولا
پاسخ ها را غير ضروري مي دانند بي هيچ پرسش عمر خود را طي مي کنند
هر چه باشد هر دو شيوه مستلزم آفرينش نظامي اعتقادي است از سوي ديگر
از ديدگاه بيشتر ما، روزخوب آن روزي است که همه چيز بر وفق مراد ما
باشد زندگي نيکو آن زندگاني است که روياهاي شخص ما را به تحقق در
آورده باشد اگر هر شب هزاران نفر گرسنه و نوميد سر به بستر بگذارند
ماداميکه از جلو چشم ما دور باشند و راحتمان بگذارند، آزارمان نمي دهد
يعني فرقي به حالمان نمي کند که کودکاني در جهان پايمال مي شوند يا
آموزش مناسب نمي بينند کودکان خودمان که رشد کرده اند وضع رو به
راهي دارند و ما هم که مسئول ديگران نيستم. تنها زماني که کودکان
گرسنه احاطه مان کنند يا در خانه خود دچار وحشت زمين لرزه شويم به
پيوستگي همه چيزها پي مي بريم.
( ادامه دارد)
| 4718:کل بازديد | ||||||
| 12:بازديد امروز | ||||||
| 9:بازديد ديروز | ||||||
| درباره خودم | ||||||
| | حضور و غياب | بايگاني فراروانشناسي در شاخه سوفرولوژي [11] | فراروانشناسي در شاخه سوفرولوژي [24] آخرين مکمل هاي پزشکي در درمان بيماريهاي روانتني [5] علل اصلي ظهور طب کل نگر [7] | |||
اشتراک | ||||||
| ||||||