سبک جديدي از زندگي
قالب هاي وبلاگ آمادهدايرکتوري وبلاگ هاي ايرانيانپارسي بلاگپرشين ياهو
خداوند به ابراهيم عليه السلام وحي کرد : اي ابراهيم! من دانايم و هر دانايي را دوست دارم . [پيامبر خدا صلي الله عليه و آله]
نويسنده : محمد رهگذر:: 12/4/1387:: 11:41 صبح

هوالحکيم   فصل چهارم    (قسمت ششم)



" مکتب سوم روان درماني وين "



2- لوگوتراپي مخالف نظرهاي " آدلر" مبتني بر قدرت طلبي انسان و " فرويد"


مبتني بر لذت طلبي آدمي است چون فرويد مي گويد:


انسان فقط به دنبال سه چيز است:


-         ارضاء غرائز و اميال دروني اش


-         انطباق و همسويي با محيط بيروني اش


-         ارضاء تعارضاتي که بين سه بعد وجوديش موجود است:


·        نهاد، که نيروي است پيرو اصل ذات و متشکل از اميال و کيفيت هاي رواني


که به ارث برده است.


·        خود، که نيروي است بين نيازها واميال کور و خام نهاد و اقتضائات جهان


واقعيات خارجي.


·        من برتر، که نيروي است متوجه موازين و ارزشهاي اخلاقي.


ولي لوگوتراپي مخالف آن است و مي گويد انسان موجودي است" معني طلب"


که اگر زندگيش معني نداشته باشد از هيچ کدام از ارضاء اميال دروني و


تطابيق هاي بيروني لذت کامل نمي برد.


البته در اين بين پاره اي از صاحبان نظران بر اين باورند که معني و ارزش


چيزي نيست مگر مکانيسم هاي دفاعي، واکنش معکوس و بهگرايي و انسان


بخاطر آنها معنا را مي سازد تا زمانيکه آسايش او اقتضاء کند. اما لوگوتراپي


مي گويد: انسان موجودي است که بخاطر ايده ها و ارزش هايش زندگي مي کند


و حتي حاضر است در راهش جان ببازد نه بلعکس.


3 – تحقيقات سايکو ديناميکي درباره ارزش ها، مجاز و منطقي است که بتواند


نيروهاي برانگيزاننده را در انسان کشف و آشکار کند و لي اين به آن معني


نيست که همچون آگزيستانسياليست ها مثل " ژان پل سارتر" بگوئيم:


انسان سازنده خود، طراح عنصر و جوهر وجودي خود است و ايده هاي او هم


چيزي جز حقيقتي ساخته و پرداخته خود او نيست بلکه معني هستي ما ساخته


ذهن خود ما نيست حقيقتي است واقعي که ما آنرا جستجو و کشف مي کنيم.


4- چيزي که برانگيزاننده انسان است.


کشمکش هاي دروني و اخلاقي و بيروني مذهبي نيست آنهم به هدف ارضاء


اخلاق و آسودگي وجدان بلکه دوست داشتن است که خواستن و برخواستن را


بدنبال مي آورد دوست داشتن حقايقي مثل خدا، مردان معنوي، همسر،


 شوهر، فرزند و...


5- " ناکامي وجودي "


زماني است که انسان در معني خواهي با ناکامي مواجه شود که منجر مي شود


به نوروزهاي " زائيده انديشه "  يا " نئوژنيک " که متفاوت است با نوروزهاي


" زائيده روان" يا " سايکوژنيک" وعلت اصلي آنها تعارض و کشمکش بين اميال وغرائزنيست طبق آنچه فرويد گمان مي کند بلکه عامل اصلي برخورد


ارزش هاست که مربوط به بعد معنوي و روحاني انسان است که با روشهاي


رايج روان درماني نيز قابل درمان نيستند و فقط بايد لوگوتراپي کرد بجاي


اينکه به تعقيب عوامل و ريشه هاي نا آگاهانه مسائل فرد در ارتباط با غرايز


و اميال و برانگيزاننده ها بپردازد با مسائل روحاني فرد بطور صادقانه و


خستگي ناپذير برخورد مي کند.


رويارويي با مسائلي که جنبه روحاني دارند مثل آرزوي داشتن زندگي پر


معني يا ناکامي و سر خوردگي ناشي از نرسيدن به اين آرزو.


 


 


 

                                                                 ( ادامه دارد)



ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

4719:کل بازديد
13:بازديد امروز
9:بازديد ديروز
درباره خودم
سبک جديدي از زندگي
حضور و غياب

يــــاهـو

بايگاني
فراروانشناسي در شاخه سوفرولوژي [11]
فراروانشناسي در شاخه سوفرولوژي [24]
آخرين مکمل هاي پزشکي در درمان بيماريهاي روانتني [5]
علل اصلي ظهور طب کل نگر [7]
اشتراک

نام:

ايميل: