| سبک جديدي از زندگي | |||
هوالرزاق فصل نهم (قسمت ششم)
سازمانهاي زير رجوع کنيد:
1- American Academy of Medical Acupuncture Joseph Helms,MD.
2- American Holistic Medical Association/Foundation 2002 Eastlake
Ave. East Seattle,WA 98102(206)322-68420.
3- American Holistic Nurses Association 205 St.Louis Street, Suite
511 Springfield Mo 65806-1317(417)-5160.
( ادامه دارد)
هوالعليم فصل نهم (قسمت پنجم)
ولادت با سعادت اسوه صبر و شکيبايي حضرت زينب (س)
و روز پرستار را خدمت آقا ولي العصر (عج)و تمام دوستان
و پرستاران گرامي تبريک وتهنيت عرض مي نمايم.
درست زماني که علم مي پنداشت مي تواند مواد شيميايي مغز را تفکيک کند و
محل استقرار هر يک را طبقه بندي نمايد بدن يکي ديگر از پيچيدگي هاي خود
را نشان داد انستيتو ملي بهداشت روان به گيرنده هايي دست يافتند که با همان
فراواني يکسان در نقاط ديگري از بدن و آنهم خارج از مغز وجود داشتند در
اوائل دهه 1980 بر روي سلولهاي “مونوسايت” سيستم ايمني گيرنده هايي
براي دريافت علائم فرستنده هاي نوروني و “نوروپپتيد”ها کشف شد. يعني
گيرنده هاي مغز روي سلولهاي سفيد خون هم مستقر شده بودند.
در نتيجه اين کشف معلوم شد که مغز فقط محرکها را در يک خط مستقيم به
سوي اکسون ها يا بدنه نورون ها نمي فرستد بلکه بوسيله D.N.A شعور را در
سراسر فضاي بدن جاري مي سازد بنابراين تصور کلي سلول با شعور واقعيتي
تمام عيار يافت يعني D.N.A با شعور در هر سلول وجود دارد. پس مي توان
چنين گفت که شما با D.N.A خود هميشه در حال گفتگو هستيد.D.N.A که:
A- هر ذره اي از حيات متشکل از آن است با جفتش R.N.A
B- مواد شيميايي تند گذر را مي سازد که به محض تماس يک انديشه شتابان
از درون شما مي گذرد.
C- گيرنده هايي که روي ديواره هاي سلولي در انتظار دريافت پيام هاي خود
هستند را نيز مي سازد.
حال اين انسان چيست؟
يک بدن مکانيکي نيوتوني، يک مغز پيچيده با فعل و انفعالات شيميايي در سطح
D.N.A با شعور سراسري و يا يک موجود نامرئي غير مادي که به آن آدمک
کوانتومي يا روح گفته مي شود.
تکنيک هاي تشخيص درد و ارائه درمان که در گذشته با آن آشنا شديم در نهايت
خدمت گذاري به بشريت جهان صنعت ، فقط به خاطر اينکه:
1- بيشتر به بيماري توجه کردند تا بيمار
2- تمام ابعاد وجودي انسان را نشناختند و از تاثير و تاثرهاي متقابل اين ابعاد
يعني جسم در مغز، مغز در جسم و هر دو به نسبت با روح غافل شدند.
بعنوان يک تکنيک تمام عيار کمال خود را گم کردند لذا چه در جهت دفع بيماري و
واکسيناسيون يا رفع آن و درمان بايد به انسان به چشم يک موجود داراي ابعاد
نگاه کرد و براي هر بعدي احترام خود را قائل شد پس باز مي رسيم بآنچه در
صدد اثبات آنيم که:
آنچه که بشر امروز از آن رنج مي برد و نشانه هاي آن رنج را، ما به مشکل درد
مشاهده مي کنيم نداشتن يک سبک تمام عيار زندگي روحي، فکري و جسمي مناسب
است که از هيچ کدام فروگذار نکرده به بهانه بزرگداشت ديگري آنرا ذبح نکرده باشد.
پس بياييد با يکديگر درماني رابشناسيم که تمام اين ابعاد را در نظر گرفته باشد
يعني طب کل نگر.
( ادامه دارد)
هوالمقيم فصل نهم (قسمت چهارم)
جسم مادي ما رودخانه اي از اتم و ذهن است و آنچه که اين دو را پيوسته
نگاه مي دارد جريان شعور است. شايد چنين به نظر آيد که بدن کوانتوم مکانيکي
فقط درگير موقعيت هاي زندگي و مرگ است ولي چنين نيست همانگونه که در
تمامي جسم خويش زندگي مي کنيم در بدن کوانتوم مکانيکي هم به سبکي و بدون
تفکر حيات داريم.
آتش نشان چهل و چند ساله اهل بوستون با مراجعه به اورژانس بيمارستاني در
حومه شهر ازدرد شديد و ناگهاني قفسه سينه شکايت داشت و بااطمينان مي گفت
دچار بيماري قلبي است ولي هيچ يک از آزمايش ها و از جمله اکوکارديوگرام ها
و آنژيوگرام هاي پيشرفته کوچکترين اختلالي را نشان نمي دادند. دو ماه بعد بيمار
را با برانکارد بعنوان قرباني يک حمله قلبي گسترده آوردند در طول ده دقيقه پس
از حمله قلبي نود در صد ازعضله قلبي را از بين برده بود فوت کرد ولي پيش از
فوت آن قدر توانايي داشت که با صداي نجوا مانند بگويد آيا حالا باور مي کنيد
بيماري قلبي دارم اين يک واقعه کوانتومي در حوزه شعور است.
انديشه و شعور موجب حمله قلبي شده ولي از چه راهي و چگونه در حالي که
بسياري از افراد واهمه دارند که مبادا مبتلا به بيماري قلبي باشند ولي اين احساس
ترس موجب مرگشان نمي شود و از آن طرف بسياري از حملات قلبي در حالي
بوقوع مي پيوندد که کوچکترين نشانه اي از پيش اخطار ذهني در بين نبوده است.
آنچه ظاهرا شعور را از ميدان واحد کوانتومي به عالم ماده مي کشاند موجود
پيچيده D.N.A است که ذرات جديد شعور را به خرده هاي جديد ماده مي پيوندد.
او در ميان هر سلول مي نشيند و کليه رويدادهاي صحنه بدن را اجرا مي کند.
مي تواند بخشي از خود را جدا سازد به چرخش در آورد و آن را بصورت نورو-
پيتيدها، هورمون ها، آنزيم ها وارد جريان خود بکند درهمان حال قسمت هاي
ديگري از خود را به صورت گيرنده هايي به ديواره سلول ملحق کند. مدت ها
پيش متخصصان بيولوژي مولکولي موفق شدند D.N.A را به اجزاء متشکله
کوچکتري تقسيم نمايند.
آن از چيز بخصوصي ساخته نشده است، رشته هاي مواد ژنيتکي آن را مي توان
به تقسيمات فرعي مولکول هاي ساده تري چون قند، آمينه ها، و سپس به اتم هاي
کربن، هيدروژن و اکسيژن تقسيم کرد و پائين تر از آن از الکترون و پروتون و
پائين تردر سطح کوانتوم حوزه ميدان واحد يعني ماده و انرژي ما از چيزي هستي
مي يابند که نه ماده و نه انرژي است.
از طرف ديگر D.N.A اين مولکول با شعور در سرعت زمان سنجي شده اي
معادل سيصد و شصت و دو کيلومتر در ساعت يعني در مدت کمتر از ثانيه علامت
ارسالي از مغز انسان را به پنجه پا مي رساند.
( ادامه دارد)
هوالطاهر فصل نهم قسمت (سوم)
در پستهاي قبلي خوانديم گوشه بسيار بسيار کوتاهي از قصه درد و درمان از
درمانهاي پزشکي و غير آن.ذکرنام و بخشي خلاصه از مکانيزم آنها ، اما براي
ارزيابي هر کدام چندين جلد کتاب قطور نيز کم است ولي آنچه ما در بخش بررسي
و نقد مدنظر داريم فقط يک چيز است و آن هم اينکه تمامي اين تکنيک ها گرچه براي
ارائه يک مدل سالم جهت بشر صنعتي لازم است ولي به تنهايي کافي نيست حتي اگر
تمام آنها را هم بر روي هم جمع کنيم باز هم گويي گوشه اي از کار لنگ است که
دربخشهاي آينده به آن مي پردازيم.
اينها همه نگرش تا قبل از سال 1987 م است که دو علم پزشکي و فيزيک کوانتم از
يکديگر جدا بودند. اما از زماني که “ ژاک بن و نيست Dr. jacgues Benveniste”
ايمني شناس فرانسوي آزمايش هايش را مطرح کرد از لحاظ ديدگاهي غير کوانتومي
همه چيز را به هم ريخت. يک پادتن معمولي بنام “IGE” در معرض گلبولهاي سفيد
معيني در خون بنام “بازوفيل ها “ قرار دارد. فعل و انفعال داخلي اين دو کاملا شناخته
شده است.( پادتن IGE محکم به نقاط گيرنده مشخصي چنگ مي زند و منتظر مي ماند
در انتظاريک مولکول متجاوز شناور در خون که مي بايد در مقابل آن به دفاع پرداخت
در اين مورد عنصر متجاوز يک ميکروب نيست بلکه يک آنتي ژن است يک ماده که
موجب حساسيت ( آلرژي) مي شود.)
بازوفيل يک ماده شيميايي بنام “ هيستامين” را رها مي سازد که موجب تورم،
سرخي پوست، خارش و نفس تنگي مي گردد که مشخص کننده حمله حساسيت است
نکته مرموز در آلرژيها اين است که آنتي ژنهاي متجاوزي که وارد بدن مي شوند به
طورکلي مواد بي ضرري هستند ( غبار، گرده، پشم، ...) با اين همه، سيستم ايمني بدن
همچون بدترين و کشنده ترين دشمنان با آنان رفتار مي کند. “ دکتر ونيست” مقداري از
سرم خون انساني آکنده از گلبول سفيد و (IgE) را با يک محلول تهيه شده از خون بز
که يقين داشت باعث رها شدن هيستامين خواهد شد را با هم مخلوط کرد محلول دوم
حاوي يک آنتي ژن ضد (IgE) بود که معرف سم زنبور، دانه گرده يا آنتي ژن هاست.
هنگامي که (IgE) و آنتي ژن ها ضربه خود را وارد مي کردند واکنش درون لوله
آزمايش عينا همانند واکنش در فردي بود که دچار آلرژي شديد باشد و مقادير زيادي از
هيستامين توليد شد. سپس دکتر ضد آن را ده بار رقيق تر کرد و دوباره آن را اضافه کرد
واکنش عينا همان بود بارها و بارها رقيق کرد تا به نيم رسيد، باز هم واکنش همان بود
اين مساله بسيار عجيب و تعجب آور بود چون بسيار فراتر از حدي رفته بود که محلول
بتواند از لحاظ شيميايي فعال باشد. تصميم گرفت و ضد (IgE) را هر مرتبه صد بار
ضعيف تر کرد تا جايي که پي برد مطلقا ضد (IgE) ديگر وجود ندارد. آخرين رقيق
سازي حاوي يک بخش پادتن در مقابل 120 بخش آب بود وي با استفاده از يک عدد ثابت
بنام “ عدد اوگادرو “ از لحاظ رياضي ثابت کرد که وجود يک مولکول آنتي ژن در آب
غير ممکن است. هنگامي که محلول را که اکنون فقط آب مقطر بود اضافه نمود دوباره
واکنش هيستامين به همان قدرت پيشين ظاهر شد. دکتر اين آزمايش را هفتاد بار دوباره
سازي کرد و از ديگر گروهاي تحقيقاتي هم در خواست کرد که آن را در کانادا، اسرائيل
وايتاليا تکرار نمايند و همگي به همان نتيجه رسيدند که :
مي توان با يک آنتي ژن که وجود خارجي هم ندارد و فقط شبح آن در حافظه بدن مانده
سيستم ايمني بدن را به کار انداخت.
خود دکتر گمان مي کند که شايد، آب حاوي نقشي شبحي از مولکول هايي است که قبلا در
آب بوده اند و اينک وجود ندارند. هر چه باشد اين آزمايش دروازه کوانتم را به وضوح
گشوده است.
( ادامه دارد)
هوالشفيق فصل نهم (قسمت دوم)
2- کايروپراکتيک Cheiropraktik
در لغت از دو کلمه يوناني Cheir بمعني “ دست “ و Praktikos بمعني
“ انجام شده توسط “ مي آيد و اطلاق مي شود بر تکنيکي که با دست کاريهاي
بدن مي تواند دردهاي متنوعي را از بين ببرد. ابداع کننده اين تکنيک
“ داني يل ديويد پالمر” يک غير پزشک کانادايي است که توانست با دستکاريهايي
بر گردن سرايدار محل کارش هفده سال کري او را شفا دهد او توجيه مي کند
که يک دررفتگي در ناحيه ستون مهره هاي گردني باعث درد و عدم انتقال
تکانه هاي شنيداري بوده است.
استيل و پالمر با همکاري هم کالجي زدند که اين دو تکنيک را با هم تلفيق کرده
و به دانشجويان خود در اين رشته گواهي نامه اعطا مي کنند آنهم بعنوان
حرفه اي غير پزشکي. اما در سالهاي اخير استئوپاتها و کايروپراکتيک ها
مثل دارندگان دکتراي پزشکي مجوز مطب زدن دارند بخصوص در آمريکا
بويژه در کاليفرنيا طبق آمار بيان شده هر ساله هشت ميليون آمريکايي به
بيست و پنج هزار کرايروپراکتور رجوع مي کنند.
3- ماساژ
که عبارت است از دست کاري قاعده مند بافتهاي نرم بدن با مفاصل که
در چين و هند قدمتي پنج هزار ساله داشته و در يونان به سال 430 قبل از
ميلاد مسيح بدست هيپوکراتيز مي رسد. از انواع تخصص يافته تر ماساژ
مي توان فشار درماني چيني و شياتسو ژاپني را نام برد يکي از ماساژهاي
پيشرفته ؛ رفلينگ ؛ از ابداعات ؛ آيدارلف؛ مي باشد که يک بيوشيميست
است مي گويد:
؛رلفر؛ چسبندگي هاي بين عظلات و بافت همبند احاطه کننده آنها را از بين
برده اين فرآيند به عظلات اجازه مي دهد نرم تر کار کنند.
4- تحريک الکتريکي اعصاب ماوراء پوستي
اين تکنيک از دهه 1970 شروع شد و مهمترين موفقيت آن در مورد بيماران
التهاب مفاصل و تسکين درد زايمان بوده است گرچه موثرتر از دارو درماني
و جراحي نمي باشد ولي مداواشدگان با آن زودتر بعد از جراحي مرخص مي شوند
کمتر دارو مصرف مي کنند و تسکين درد زيادي نيز موجب مي شود.
5- هنر درماني Art-Therapy
موسيقي در بسياري از کشورها براي تکميل ساير روشهاي معالجه به کار مي رود
که به آرامش انسان ياري مي رساند و فعاليتهاي سيستم عصبي را يکپارچه مي کند.
گوش دادن به موسيقي تنشهاي بدني و رواني را مي زدايد در اين روش موسيقي به
دقت انتخاب مي شود تا با سليقه رواني بيمار سازگار باشد ممکن است آهنگي براي
شخصي ملايم و آرام باشد و براي ديگري شاد و پر تحرک.
نقاشي نيز روش درماني و هنري ديگري است که ممکن است ذهن مشوش را مرهم
باشد. نقاشي مانند موسيقي به طور خلاقانه اي براي هر کسي که با آن در اوقات
فراغت دمساز است آرام بخش مي تواند باشد.
( ادامه دارد)
| 4719:کل بازديد | ||||||
| 13:بازديد امروز | ||||||
| 9:بازديد ديروز | ||||||
| درباره خودم | ||||||
| | حضور و غياب | بايگاني فراروانشناسي در شاخه سوفرولوژي [11] | فراروانشناسي در شاخه سوفرولوژي [24] آخرين مکمل هاي پزشکي در درمان بيماريهاي روانتني [5] علل اصلي ظهور طب کل نگر [7] | |||
اشتراک | ||||||
| ||||||