سفارش تبلیغ
طرح 24000 شهید
سبک جدیدی از زندگی

سبک جدیدی از زندگی

محمد رهگذر[84]
این وبلاگ به توصیه استاد عزیز دکتر سید علی اکبر هاشمی جهت استفاده دوستان از نوشته های و تحقیقات ایشان بنا گردید.

   1   2   3   4      >

سبک جدیدی از زندگی

هوالکریم


   با سلام  و عرض تسلیت به مناسبت ایام رحلت نبی اکرم


حضرت محمد (ص) و شهادت امام حسن مجتبی (ع) و امام رضا (ع)


خدمت اقا صاحب الزمان (عج) و شما دوستان گرامی امیدوارم


که دراین ایام  توفیق خدمت گذاری ونوکری این خاندان نصیب


و روزی همه عاشقان و دوستداران اهل بیت قرار گیرد. 


 


به همین خاطر شاید آنچه در اینجا می خوانی و می بینی را گمان کنی رسم و


شیوه جدیدی است، در حالی که این چنین نیست. همان سبک زندگی گذشتگان


در تئوری های دینی است که به وسیله حفظ بایدها و نبایدهای ارزشی و عرفی


نمودن نظریه های روشی، به روز در آمده و قابل تایید عقلا و دانشمندان


سایکولوژی و فیزولوژی نیز می باشد. منظور من از کردار نیک این است.


هر که این چنین زندگی کند، وصله پیوسته چرخ هستی و گردونه گیتی است،


دارای یک روند عملکری منطبق بر اصول مسلم طبیعت. به همین خاطر است


که ایجاد آرامش می کند، آن هم برای همه و چون پای طبیعت در کار است،


تفاوت ها دیگر مدخلیتی ندارد. لذا این سبک زندگی برای همه مثمر ثمر است،


خرد و کلان، پیر و جوان، زن و مرد، سفید و سیاه.


کوذک درونم می پرسد: زندگی هماهنگ با قوانین طبیعت است؟


می گویم: آری!


می پرسد: این کلام چه معنایی می دهد؟


می گویم: این جمله در سنتهای شرقی معنای دقیقی دارد.


معنای آن، این است که تا زمانی که نیازها و تمایلات ما با هم منطبق باشند


با طبیعیت هماهنگ هستیم و مسیر برآورده شدن تمایلاتمان مسدود نیست.


لذاست که آرامیم. مثلا در حالت مطلوب، هر لقمه غذایی که می خوریم،


باید برایمان خوشمزه و لذیذ باشد و در همان حال تقاضایی از بدن برای کسب


مواد غذایی را برآورده کند. در این رابطه، پوست ما ممکن است به منظور


ترمیم آسیب های ناشی از آفتاب سوختگی، ویتامین ٍث بیشتری طلب کند، یا


استخوان لگن خاطره مان که تحت فشار قرار گرفته به دریافت بیشتری کلسیم،


نیاز داشته باشد و یا ماهیچه جابجا شده بازوی ما، پتاسیم بیشتری بخواهد.


 


 


 


                                                       ( ادامه دارد)



سبک جدیدی از زندگی

هوالحق


 سرآغاز گفتار – قسمت نهم


 پس ای کودک درونم بیا اینک با هم همراه شویم در شناختن و ساختن بهشتی


همیشگی در سبک جدیدی از زندگی......


با این که تمام سوال های همیشگی او را به گمانم جواب داده ام اما هنوز


انگیزه ای برای ایجاد حرکت و تغییر روشن زندگی در او نمی بینم لذا ...


از کودکم می پرسم: هنوز دو دلی؟


می گوید: آری!


می پرسم: چرا؟


می گوید:این ها که تو گفتی به دلم نشست. اما هنوز عقلم را اقناع نکرده چرا


که اگر این حرفهای تو درست بود، تمام دین داران دنیا باید به پیوند آرامش


معنوی و آسایش مادی دست یافته باشند ولی من زیاد می بینم مسیحی معتقدی


را که کلیسایش هر هفته ترک نمی شود. اما همان جا در کلیسا اگر به محتاجی


برسد،هیچ اقدامی برای رفع احتیاجش نمی کند، مسلمانی که نمازش را می خواند،


اما دروغ هم می گوید و مانند اینها که بسیارند. اگر این، آن دینی است که تو


می گویی، بی دینی برای من زیباتر است به گونه ای که امروز ننگم می شود


که بگویم دینی دارم.


به او می گویم: عزیزم به این سرعت قضاوت نکن و به داوری ننشین. دلیل


اصلی آنچه تو را به شک انداخته، تفاوت نگذاشتن بین دین و متدینین است. هر


چه گفتی قصه اهل دین بود، نه اصل دین و آنچه من گفتم شرح دین بود، نه


دین داران.و مثال این در دور و برما بسیار است. مگر ندیده ای صاحبان


مال های بادآوردهای که به صورت اشراف و بزرگان زندگی می کنند ولی


چون اشراف زاده نیستند، فرهنگ مصرف مال را ندارند، پس هر صاحب


مالی، ثروت، برازنده اش نیست. خوب قضیه دین داری اسنی و دین مداری


کامل در تمام شوون زندگی هم این چنین است.


فکر می کنی اگر کرم ابریشم، پروانه نشود، مقصر کیست، پیله؟ به باور من نه!


بلکه نحوه پیله تنیدن است. اگر پیله را تام و کامل به دور خود نتند، نه آزادی


کرمهای خلافکار، ولگرد و بی بند و بار را دارد و نه آزادی پروانه های از


وابستگی رهیده و به وارستگی رسیده را.


پس اینجا آنچه در تجربه زندگی متعال برای من آموختنش مهم است، کیفیت


آن زندگی ای است که تمام ابعاد وجودی مرا در بر گیرد. هم فردی و هم اجتماعی.


 


                               ( ادامه دارد)



سبک جدیدی از زندگی

هوالرحمن


با سلام  و عرض تسلیت به مناسبت ماه محرم حسینی خدمت


اقا صاحب الزمان (عج) و شما دوستان گرامی امیدوارم که در


این ماه توفیق خدمت گذاری و نوکری این خاندان نصیب و روزی


همه عاشقان و دوستداران اهل بیت قرار گیرد.


دومین اصل زندگی – کردارنیک


کودکم می گوید: حالا تا حدودی فهمیدم. اما می شود شفاف تر مثالی بزنی.


می گویم: ببین موقعی که تو مسواک می زنی چه احساسی داری؟ هیچ.


یعنی تنها یک عمل خشک و فرمایشی. این که یک ارتباط با چشم باز نیست.


اما من چون می دانم این لب و دندان را گر چه یک جسم خشک است، اما


مادر طبیعت به من هدیه داده. وانگهی خود جان دارد. شعور دارد، به


اندازه خود می فهمد، علاوه بر اینها امانت الهی است در دستان من، پس.....


با عشق به آن رسیدگی می کنم، با آرامش تمیزش می کنم، حتی در آیینه


او را می بوسم و قربانش می روم هم به خاطر خودش، هم به خاطر مادرم


و هم به خاطر اویی که آن را به من هدیه داده، هدیه ای قیمتی.


پس در این میان آنچه نصیب من می شود، سه چیزاست:


-         یک بهشت جسمانی با کیف های مخصوص خود که از بهداشت جسمی


حاصل آمده


-         دیگری بهشت فکری با لذت های ویژه خود که ازارتباطی لطیف با


تمام اجزای با شعور جهان بوجود آمده.


-         و آخری بهشت روحی است، با روحی است با آرامش ابدی، نتیجه تبعیت


و حرف شنوی از پدیدآورنده بزرگ هستی.


این سه بهشت روحی است با آرامشی ابدی نتیجه تبعیت و حرف شنوی  از


پدید آورنده بزرگ هستی این سه بهشت نه فقط در دنیا و زندگی، پس از مرگ،


بلکه تا انتهای جهان هستی اگرانتهائی باشد امتداد دارد و در این بین آنهائی که به


خود عشق نمی ورزند از این سه بهشت در هر سه جا محروم اند.


فرقی ندارد زن و مرد شما اگر به هیچ یک از عناصر مجموعه پندارنیک


باور نداشته باشید ولی کردارتان را نیک کنید، اثر خود را در ساختن بهشت


جسمانی برای شما خواهد داشت.


اما اگر همین مسواک زدن ساده را با آن پیش نیاز یعنی بهداشت فکری عشق


به هستی انجام دهید، در تمام کارهای زندگی در بهشتی، اندیشه ای فرو


خواهید غلطید.


وبالاتر از همه، اگر کردارهای نیک را به عنوان امتثال فرمان های پروردگار


جهان انجام دهید، تمام کارهایتان می شود عبادت، موحب رشد روحی شما


شده و جمیع جهان های پس از مرگ را برای شما بهشت می کند.


 


 


                                                       ( ادامه دارد)


 



سبک جدیدی از زندگی

هوالحق


با سلام فرارسیدن عید سعید غدیر خم سالروز طلوع خورشید


ولایت در آسمان امامت، عید تکمیل رسالت محمدی را


به محضراقا صاحب الزمان (عج) و همه عاشقان راه آن


امام همام تهنیت باد.


 


کودکم.....


 


روزی تو نیز سر از خواب خامی بر می داری و می بینی که پروانه درونت


پس از سالیان سال سعی و تلاش و کوشش در زیبا زیستن بیدار شده و اینک تو


گرچه خدا نیستی، ولی گویا پسر خدا شده ای. پسری که تمام صفات پدر را در


خود جمع دارد. ببین تفاوت راه از کجاست تا به کجا:


-         دسته ای وقتی ناسزایی می بینند یا می شنوند، حیوان صفت دوصد چندان


پاسخ می دهند.


-         دسته دیگر انسان وار دم فرو می بندند و در درون خویش می ریزند و شاید


نفرینی هم بکنند.


-         دسته سوم ...... بماند.


- اما تو دیگر حقیقت را می دانی و به روشنی می بینی که ناسزا گوینده یا


مریض است و یا مغرض و هر کدام از برخوردهای گفته شده، غرض و مرضش


را بیشتر می کند. پس بهتر است از خدا درمانش را بخواهی و خدا گونه در


شفا و تربیتش بکوشی.


این ها می شود ویژگی های خدایی، دانش، صبر، بینایی


توان کنترل، مدیریت خود، شکیبایی


هدایت دیگران به جایگاه مناسبشان، از خود گذشتگی و مانند آن، یعنی هر


آنچه دورنمایش در خرد و فطرت غبار گرفته ات موجود است، اما به دست


فراموشی سپرده ای. حال رسیدن به چنین چشم اندازی چگونه ممکن است؟ این


حرف دل کودک درون من است آیا این بسان قصه شاه پریان و آرزوهای


دخترک کبریت فروش نیست؟


می گویم: نه! عزیزم اگر کرم ابریشم توانست پروانه شود، من نیز می توانم


برهما و اهورا و خدای درونم را متجلی سازم. تنها چیزی که لازم است،


پیله زندگی ای با کردار نیک است.


 


                                                       ( ادامه دارد)



سبک جدیدی از زندگی

هوالرئوف


با سلام و عرض تبریک به مناسبت فرارسیدن عید سعید قربان به محضر


اقا صاحب الزمان (عج) و شما دوستان گرامی.


مهم نیست که قفلها دست کیست، مهم اینست که کلیدها دست خداست.


از ته دل دعا می کنم که شاه کلید تمام قفلها را از خدا عیدی بگیرید.


 


سرآغاز گفتار قسمت ششم


 


5 – به کجا می رویم؟


کودک درونم در حال چرت زدن است، انگاری از طولانی شدن حرف هایم قاطی کرده،


لب می بندم و زیر چشمی نگاهش می کنم، دهن دره ای کشیده و می گوید:


اینها همه درست اما آخرش که چی؟ این همه به قول تو خوبی وارزش به کجا می رسد؟


گیرم آسایش مادی زاده دانش و تکنولوژی را با خرد خود اسیر کردی و با حفظ


ارزش هایت هم به آرامش معنوی رسیدی، آیا این هدف است یا نه، باز هم


نردبان پشت نردبان.


جواب می دهم: نه!.....


من یکی، برای هدف بخصوصی زندگی نمی کنم. بجز ...... زیبایی


آری زیبایی تنها ....


چیزی است که مرا به خود می خواند تا هدف و انگیزه زندگی آن، یک زندگی زیبا


و نیک باشد.


وقتی ایده من چنین بود و چنان شدم، هدف تو هم  چنان بود و اینچنین شدی.


من و تو،ما شویم و جهان را زیبا می سازیم. همه جا می شود صلح و صفای بهشت،


همه چیز می شود لذت و این ادامه دارد تا آخری که باید بیاید. چنین نکنیم چه کنیم؟


وقتی طبیعت هستی به من شعور اختیار و حق انتخاب داده، اگر بین زیبا و


زیبا تر گیر کنم، آیا انتخاب زیبا زشت نیست؟ چرا؟ پس ولو من در حال حاضر


به آسایش و آرامش نسبی رسیده ام، اما باز هم می روم تا به زیباترین حد ممکن


برسم که این همان بهشت موعود است با پهنه ای به پهناوری آسمانها و زمین،


دنیا و آخرت هرچه هست و نیست.


قصه ای بگویم، خستگی ات در رود:


گویند روزی باغبانی باغی ساخت و وقتی به بر نشست، سه رفیقش را خواند تا


میهمانی ترتیب دهد یکی میوه فروش بود، دیگری نقاش و سومی پدری روحانی.


هر سه بر سر موعد مقرر رسیدند. در باغ باز شد و هر سه وارد شدند، پدر


روحانی دراز گوشی داشت که به محض ورود در گلستان دنیا شروع کرد به


خوردن، فقط می خورد. علف ها، میوه ها، برگ ها را، گلها و حتی زیبایی


را می جوید. اینها همان آدم های تاجر مآب دسته نخست اند.میوه فروش وقتی پا


به باغ گذاشت، در تمام این زیبایی ها چیزی جز میوه ها نمی دید. به گونه ای که


تمام حسش را برده بود و هیچ چیز دیگر نمی خواست.


مرد نقاش هم وضعی بهتر از او نداشت. فقط رنگها را می چرید. ترکیب ها ،


تفاوت ها، و تشابه ها نظرش را به خود جلب می نمود. این دو نمود همان دانشمندان


دسته دوم اند، که جهان را فقط از دریچه عینک تخصص خود می نگرند و غیر از


آن چیز دیگری را نمی بینند. گویا دانش هم به آنها روشنی داده و هم تاریکی.


اما مرد روشن بین وقتی وارد شد، گلی را بوئید، برگی را از زمین برداشت،


بر چشم گذاشت و بوسید. سیبی را از جوی آب بر گرفت و چشم به آسمان دوخته،


می خورد و زیر لب می گفت:


اینها همه زیباست اما ای زیبا آفرین، تو کجایی که زیباترینی.


این خود بهشت است، یک بهشت جسمی، فکری . روحی و آنهای دیگر هر سه


از جهلی جهنمی رنج می برند و خود نمی دانند.


 


 


                                                       ( ادامه دارد)



   1   2   3   4      >
Weblog Themes By Pichak

<< مطالب جدیدتر ........ مطالب قدیمی‌تر >>

موضوعات

  • ()

درباره وبلاگ


محمد رهگذر[84]
این وبلاگ به توصیه استاد عزیز دکتر سید علی اکبر هاشمی جهت استفاده دوستان از نوشته های و تحقیقات ایشان بنا گردید.

بازدید امروز: 1
بازدید دیروز: 23
کل بازدیدها: 22140